نکاتی که باید در مورد تبلیغات بدانیم

به این مطلب رای دهید
(1 vote)

حقیقت

                     نه هر كه چهره بر افروخت دلبري داند       نه هر كه آئينه سازد سكندري داند


تصور اينكه تبليغات مي تواند پرده اي بر روي معايب محصول باشد و موقعيت شركت و محصول را در نبود تفكري بازار مدار تضمين نمايد ، تصوري محكوم به شكست است . كافي است به هنگام گذر از كوچه و خيابان به اين تبليغات رنگ و وارنگ آويخته از در وديوار با تامل نگاهي بياندازيم و رها از رنگ و لعاب ، شعارهايشان را با تجربه هاي خويش در يك ترازو قرار دهيم ، آنگاه به اين حقيقت تلخ پي مي بريم كه در اين بين هستند دسته اي از تبليغات كه هدفي جز اغواي مصرف كننده ندارند .
سه هدف عمده براي تمامي فعاليت هاي ترفيع ( روابط عمومي ، تبليغات ، فروش و ...) دركتابهاي بازاريابي عنوان ميشود : اطلاع دهندگي (Informing) ترغيب كنندگي (Persuading) و يادآوري كنندگي (Reminding) . به نظر شما فريب مخاطب و گمراه كردن آنها در كدام دسته قرار مي گيرد ؟
بايستي توجه داشت كه بحث اختلاقيات در بازاريابي ، بخصوص تبليغات از جنبه رعايت مسئوليت هاي اجتماعي و وجدان فردي بلكه از ديد تاثير بلند مدت آن در وفاداري مشتريان بسيار حايز اهميت است و در بلند مدت براي هر شركتي تعيين كننده ميباشد . با اين حال ما همه روزه شاهد موارد بسياري از ناديده گرفتن اين اصول در تبليغات مي باشيم . براي اينگونه شركت ها فقط سه سوال هشدار دهنده مطرح مي سازيم شايد كه زنگ خطري باشد براي آنها :
1- آيا مي دانيد يك مشتري ناراضي ، تجربه منفي خويش را به چند نفر منتقل مي كند ؟
2- آيا مي دانيد هزينه بدست آوردن يك مشتري جديد چقدر مي باشد ؟
3- آيا مي دانيد جبران لطمه اي كه از اين طريق به شما مي خورد تا چه ميزان هزينه بر وزمان برمي باشد و يا حتي در بعضي موارد جبران ناپذير است ؟
پس با توجه به اين مباحث حتي اگر توجهي به تعهدات اخلاقي ، وجدان فردي و مسئوليتهاي كه هريك در جهت داشتن جامعه اي سالم داريم ننمايم ، آيا صحيح است كه براي بدست آوردن سود جزيي وناچيز در كوتاه مدت ، آينده و اعتبار خود را در بلند مدت فدا كنيم و يوسف به زر ناسره بفروشيم ؟
موارد بسياري از نمونه هاي تبليغات يا بازاريابي گمراه كننده و غير مسئولانه وجود دارد ولي ميتوان به عنوان مثال موارد زير را مطرح نمود :
- ارائه اطلاعات نادرست و غلط به مخاطب كه موجب انحراف و به اشتباه افتادن آنها ميشود .
- دستكاري و غلو كردن در مورد يكي از ويژگي ها ، مزايا و منافع محصول يا شركت و ارائه آن به صورت يك پيام ارتباطي در هريك از فعاليتهاي ترفيع
- ادعا كردن موضوعي كه توان پاسخگويي آن را درعمل نداريم ( يك موضوع بسيار مهم اين است كه با ادعاهايي كه مي كنيم توقع مشتري را آنقدر بالا نبريم كه نتوانيم آن را برآورده سازيم . در اين صورت حتي اگر محصول ما خوب باشد چون در سطح ادعاي ما نيست همواره با مشتري ناراضي مواجه هستيم . )
- توهين به شعور و شخصيت مخاطب
- استفاده ابزاري از صحنه هاي غير اخلاقي در جهت پيشبرد اهداف كوتاه مدت .
- به بازي گرفتن احساسات و عقايد و ارزشها و باورهاي مخاطبان .
- ناديده گرفتن فرهنگ يك منطقه يا هرخرده فرهنگ يا اقليت مذهب و اجتماعي .
- عنوان نكردن ميزان مناسب مصرف براي كالاهايي كه مصرف زياد آنها مضر است.
- عنوان نكردن مضرات محصولي كه مصرف آنها سلامت افراد را بطور جدي به خطر مي اندازد .
- استفاده ابزاري از جنسيت در تبليغات ( در كشور ما مرسوم نيست )
بنابراين بايد توجه داشت استفاده از هرگونه عمل غير مسئولانه و غير اخلاقي كه موجب انحراف مخاطب ميشود از ديد كليه متخصصان بازاريابي نه تنها توصيه نمي شود بلكه كاملا" مردود ميباشد . در نهايت براي اينكه اميدوار باشيم كه مشتريان وفاداري خواهيم داشت و در بلند مدت روابطي حسنه برقرار كرده ايم بايستي از هرگونه حيله ونيرنگ و دروغ پرهيز كرده و صادق باشيم .
هنر بازارياب امروز، ( فروش يخچال به اسكيمو ) نيست ، بلكه اسكيمو را به عنوان يك مشتري خوشنود ، همواره در كنار داشتن است .

منبع : http://www.tafahomnews.com 

تهيه كنندگان : سيد احسان عسكري (كارشناس بازاريابي بين الملل ) سعيد عابديني (كارشناس برق )